متن پادکست
سم فیشر، یک سرباز کارکشته امریکایی در جنگ خلیج فارس بود، سم برای مدتی طولانی در گرجستان مشغول به کار بود اما بعد از مرگ ریگان که مادر دخترش سم است، به امریکا برگشت تا از دخترش مراقبت کند و به همین دلیل در CIA پشت میز نشین شد. اما بعد از مدتی برای شرکت در برنامه Splinter Cell انتخاب شد. برنامه اسپلینتر سل قصد داشت چند نیروی خاص را برای انجام ماموریتهای خطرناک جمعآوری اطلاعات یا ترور یا نجات گروگان درسریعترین زمان ممکن، تعلیم بدهد. سازمان امنیت ملی با تاسیس زیرمجموعه مخفی به نام Third Echelon این برنامه را شروع کرد و سم فیشر به عنوان مهمترین مامور این سازمان مخفی انتخاب شد.
بازی Splinter Cell در سال 2002 برای ایکس باکس و PC منتشر شد و درست مثل شعاری که روی باکس آرت بازی نوشته شده بود، ژانر مخفیکاری اکشن را باز تعریف کرد. نسخه پلی استیشن 2 و گیم کیوب این بازی را هم استودیو یوبیسافت شانگهای پورت کرد.

استودیو یوبیسافت شانگهای بعد از سال 2002 شروع به ساخت نسخهای از بازی اسپلینترسل کرد که حالا با نام Tom Clancy’s Splinter Cell: Pandora Tomorrow شناخته میشود. این بازی در سال 2004 منتشر شد و برای اولین بار بخش چند نفره را به سری اضافه کرد. این بخش که با نام Spies vs. Mercs معرفی شده بود، با توجه زمان عرضه هوشمندانه و فوقالعاده است. این بخش دو حالت و استایل متفاوت را در بخش چند نفره مقابل هم قرار میداد تا برخی از بازیکنان مخفیانه بازی کنند و گروهی دیگر هم با قدرت و زور کارشان را پیش ببرند.
در حد فاصل زمان بین ساخته شدن نسخه اول و سوم اسپلینترسل، استودیو یوبیسافت مونترال دو نسخه از سری rainbow Six و البته دو نسخه هم از سری Prince of Persia را ساخت و سپس در سال 2005 بازی Tom Clancy’s Splinter Cell: Chaos Theory منتشر شد. سومین نسخه سری داستانی تاریکتر و جدیتر داشت، آغاز کننده بسیاری از عناصر اصلی سری بود.
نسخه سوم، به سم اجازه میداد که سربازهای دشمن را بکشد و همه چیز رنگ بوی سیاهتری به خود گرفته بود و در نهایت هم بازی درجه بندی سری M یا بالای 18 سال را دریافت کرد، رسمی که برای نسخههای بعدی ادامه دار شد.

در حد فاصل میان این دو نسخه، «سارا»، دختر سم فیشر، تو یک حادثه رانندگی کشته شد و بازی چهارم، سم را در وضعیت روحی بدی به تصویر کشید و همین موضوع باعث شد که بازی چهارم، تم و زمینهای حتی تاریکتر از نسخه قبلی داشته باشد.
نسخه اصلی بعدی سری، یعنی Splinter Cell: Double Agent بازهم توسط استودیو شانگهای ساخته شد، کاری که استودیو مونترال در بازی قبلی کرده بود را به مرحله تکامل رساند. سم فیشر به عنوان یه جاسوس دوجانبه وارد گروهی خلافکار میشود، در این بازی اهمیت انتخابهای اخلاقی و اینکه سم به عنوان یه سرباز باید چه خط قرمزهایی را پشتسر بگذارد، بیشتر از گذشته میشود. این بازی برای اولین بار پایانهای متفاوتی داشت و به مخاطب اجازه انتخاب میداد.
![]()
بعد از Double Agent که در سال 2006 منتشر شد، سری به علت روند توسعه بد و عجیب غریب Splinter Cell: Conviction به مدت چهارسال به خواب رفت. استودیو مونترال، قصد داشت روند سری را دچار تحول اساسی کند و اینبار سم را به عنوان یک فراری سیاسی به نمایش بگذارد، ایده اصلی این بود سم ابزارهای اصلی و مدرنش را در اختیار نداشت و حالا باید ماموریتش را با ابزاری ساده مثل آینه بغل ماشین، و کنابهای کتابخانه، به پایان برساند.
اما مشکل اینجا بود که ایده بزرگ استفاده از وسایل عادی و روزمره برای انجام اعمال مخفیانه و جاسوسی، نیازمند این بود که اکثر ابزارهای ساده در بازی به صورت تک تک و جدا جدا مدل سازی شوند، مثلا تمام کتابهای یک کتابخانه تکتک مدلسازی شده بودند و سم میتوانست همه آنها را بردارد. این ایده بسیار زیبا و جذاب بود اما با توجه به محدودیت کنسولهای نسل هفتم غیرممکن به نظر میرسید.
در همین زمان مکسیم بلند (Maxim Bland) که یه طراحی کارکشته بود به پروژه اضافه شد و همه چیز را متحول کرد. او ایده استفاده از وسایل روزمره و ساده را کنار گذاشت و در عوض سیستم مارک کردن یا تگ کردن دشمنان و کشتن همه آنها با فشار یه دکمه را به سری اضافه کرد که به سم اجازه میداد در چند ثانیه، چندنفر از دشمنان را از بین ببرد.

ایده مکسیم بلند ماهیت اصلی بازی را تغییر داد و به همین دلیل، این بازی بازهم با تاخیر در زمان عرضه مواجه شد. تیم سازنده سیستم سایه و نور را از نو طراحی کردند و به رهبری بلند هوش مصنوعی بسیار هوشمندی را در بازی پیادهسازی کردند. حالا سم به جای نشستن روی نیمکتها و پنهان شدن میان جمعیت، که شبیه به مکانیکهای سری Assassin’s Creed بود، مثل همیشه از لولهها بالا میرفت و در تاریکی پنهان میشد تا دشمنان را از بین ببرد. این نسخه حتی تاریکتر از بازیهای قبلی بود و داستان سم را شخصیتر و جدیتر میکرد. مکسیم بلند در این بازی برای اولین بار پلیاستایل پنتر (Panther Playstyle) را معرفی کرد، در این سبک، سم به حرکت مخفیانهاش در محیط ادامه میدهد اما دشمنان را با سرعت زیاد و بدون دیده شدن به قتل میرساند.
بعد از این بازی، یوبیسافت فرنچایز را به بلند سپرد، در همین زمان یعنی در حدود سال 2009، یوبیسافت بازهم با همکاری دولت کانادا و برای اینکه بتواند حدودا 800 فرصت شغلی در شهر تورنتو ایجاد کند، به وسیله بودجه دولت کانادا، استودیویی در شهر تورنتو تاسیس کرد.
در ابتدا قرار بود که یانیس مایات، یعنی مدیرعامل یوبیسافت مونترال مدیریت این استودیو جدید را به عهده بگیرد، جید ریموند (Jade Reymond)، که یکی از مهمترین بازیسازها و طراحان زن در صنعت محسوب میشود، مدیریت استودیو تورنتو را به دست گرفت و همراه مکسیم بلند، مسیر گسترش فرنچایز اسپلینتر سل را ادامه داد.

یوبیسافت تورنتو بعد از تاسیس شدن پروژههای بسیاری را آغاز کرد، اما شاید جذابترین آنها بازی Splinter Cell Blacklist بود که در سال 2013 منتشر شد و برای اولین بار، مایکل آیرونساید (michael ironside) صداپیشگی سم فیشر را برعهده نداشت. همین موضوع بعد از روند شخصیتر و ماجراهای خانوادگی سم در Coviction باعث شد که با سمی تقریبا غریبه مواجه شویم.
برای دنبال کردن فرنچایز اسپلینترسل مجبور شدیم تا به تاسیس سه استودیو از یوبیسافت هم اشاره کنیم که آخری آنها استودیو تورنتو بود، اولین بازی این استودیو که Splinter Cell Blacklist در سال 2013 منتشر شد. عنوانی که بدون شک برای ما ایرانیها جذابیتی متفاوت دارد، را که سم برای اولین بار به تهران سر میزند.
به طور خلاصه، سم از طرف رئیس جمهور ایالات متحده مامور میشود تا مسئول حملات تروریستی به ایالات متحده را شناسایی کند. سم و تیم جدیدش با دنبال کردن سرنخهای مختلف به ایران میرسند، اما خیلی زود مشخص میشود که ایران هیچ نقشی در حملهها نداشته و در واقع یک مامور سابق MI6 که حالا تبدیل به تروریست شده، مسئول اصلی این حملات تروریستی است.

با این حال Blacklist از معدود بازیها یا فیلمهایی است که با وجود به تصویر کشیدن خصومت میان ایران و ایالات متحده، ایران یا روسیه را به عنوان دشمنی ترسناک معرفی نمیکند، بلکه نشان میدهد که سیاست و معادلههای سیاسی دنیا با آنچه که در رسانهها به تصویر کشیده میشود، تفاوتی شگرف دارد.
بلک لیست جز داستانی جالب، ویژگیهای بسیار خوبی داشت، تیم مکسیم بلند و ریموند به جای قرار دادن استایل پنتر که در بازی قبلی وجود داشت، سه استایل جدید برای بازی معرفی کردند که هریک سبک پیشروی مخاطب در بازی را به طور کلی دچار تحول میکرد.
بازی Splinter Cell Blacklist موفقیتهای بسیاری به دست آورد و به یکی زا عناوین محبوب این سری تبدیل شد، اما با این حال هنوز خبری از ساخت نسخه بعدی سری نیست.

دیدگاه خود را بنویسید